شادی

شاد باش

 
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۳٠  

سلام

وای خيلی وقته اينجانيومدم....

دلم باسه خودم تنگه!!!!

دلم گرفته، دلم عجیب گرفته است.
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.
و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا ابد شنیده خواهد شد
باید امشب بروم... باید امشب چمدانم را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد ، بردارم
و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست،
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند.
یک نفر باز صدا زد: سهراب! کفش هایم کو
؟

 

ruzha migzaran....

khoda ra shokr ke salemam

bye


کلمات کلیدی: