شادی

شاد باش

 
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢٤  

روح از دل بپرسيد چرا غمگينی

روی دوشت چه غمی باز کندسنگينی

عاشقی دور زمنزلگه جانان ماندی

يا که عشق صنمی رازبر خود راندی

درد هجران؛غم کاشانه و موطن داری

بازگو از چه سبب زار وچنين تبداری


گفت دل درد من از عشق و غم هجران نيست

تو ز خود پرس که زاری من از آتش کيست

پر پرواز تو از سوختن و سوز من است

راز آزاد شدن از قفس تنگ تن است

من زمينی شدم از عشق تو راهی کمال

من شدم زير سم اسب غروری پامال

بهر تو عشق به معنای بهشتی شدن است

در يم حادثه و رنج به کشتی شدن است

بهر من خون دل و زخم تحمل کردن

زندگی در پس ابهام به غربت مردن

حال دانی که خودخواهی تو درد من است
راز سرسبزی رويت بدن زرد من است

 

اين روزهازندگی ميگذرد.........خوش...تلخ....زيبا....سخت....اماخداروشکرکه سالمم....

حالايه متن فان:

 

شباهت آدمها با کتابها

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند.بعضی جلد ضخيم، بعضی جلد

نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و بعضی با

کاغذ خارجی.

بعضی آدمها تر جمه شده اند و بعضی تفسير می شوند.

بعضی از آدمها تجديد چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتو کپی

آدمهای ديگرند.

بعضی از آدمها دارای صفحات سياه وسفيداند وبعضی از آدمها

صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضی از آدمها قيمت پشت جلد دارند. بعضی از آدمها با چند

درصد تخفيف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را بايد جلد گرفت. بعضی از آدمها را می شود

توی جيب گذاشت وبعضی را توی کيف.

بعضی از آدمها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می

شوند. بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها

معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و بعضی از آدمها

غلط چاپی فراوانی .

ازروی بعضی از آدمها بايد مشق نوشت و از روی بعضی آدمها

بايد جريمه نوشت. بعضی از آدمها را بايد چند بار خواند تا معنی

آنها را فهميد . وبعضی از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت....

به راستی ما کدام کتابيم؟

باييييييييييييييييييييييی


کلمات کلیدی: